تحلیل ترورهای ترکیبی؛ شبکههای نفاق چگونه افکار عمومی را هدف گرفتند؟
سرویس سیاست مشرق – ترور خونین دو قاضی شجاع و عدالتخواه در تهران بار دیگر زنگ خطر فعالیت گروههای تروریستی را به صدا درآورد. این حادثه، تنها یک حمله فیزیکی نبود، بلکه با یک سناریوی ترکیبی از عملیات روانی و رسانهای همراه بود؛ سناریویی که نهتنها امنیت، بلکه ادراک عمومی را هدف گرفت.
تحلیل گرافهای شبکههای اجتماعی در ساعات ابتدایی این حادثه نشان میدهد که رسانههای ضدانقلاب، بهویژه بیبیسی فارسی و شبکههای وابسته به نفاق، با موجی سنگین از تبلیغات مسموم تلاش کردند تا جای شهید و جلاد را در ذهن افکار عمومی تغییر دهند.
این خط خبری، که با شگردهای جنگ ادراکی پیادهسازی شده است، به دنبال تخریب وجهه نظام قضایی ایران و مشروعیتزدایی از تلاشهای آن در مبارزه با فساد و تروریسم است.
حادثه دیروز، الگویی از ترورهای ترکیبی را به نمایش گذاشت؛ تلفیقی از عملیات میدانی و سوءاستفاده از ابزارهای رسانهای برای پیشبرد جنگ نرم.
تحقیقات نشان میدهد که:
ابزار رسانهای نفاق: با دستکاری واقعیت، مخاطبان خود را در معرض روایتهای مخدوش و جانبدارانه قرار داده است.الگوی عملیاتی آشنا: این ترور به شکلی مشکوک یادآور حادثه بابلسر در ۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ است، که در آن نیز ردپای عوامل داخلی و خارجی آشکار بود.استراتژی نفاق با عبور از ترورهای فیزیکی، اکنون به حوزه «ترورهای اجتماعی و ادراکی» قدم گذاشته است. در این مسیر، ایجاد شکاف در میان افکار عمومی و جابجا کردن مرزهای واقعیت و دروغ، محور اصلی این حملات است.
به نظر میرسد گام بعدی نفاق، بهرهگیری از تحرکات گسترده در فضای مجازی باشد؛ فضایی که کمتر از عملیات میدانی، هزینه دارد اما اثرگذاری بالاتری در فرسایش ذهنی جامعه خواهد داشت.